مبتکر ها چگونه کار میکنند؟ پیمان پوربی آزار - فوت و فن های صنایع چوب

گروه آموزشی ، مشاوره فوت و فن ها "آموزش آنلاین ،سمینار آموزشی ،گارگاه آموزشی ، و کلاس های آنلاین "

مبتکر ها چگونه کار می کنند ؟

مبتکر ها چگونه کار می کنند ؟

پیمان پوربی آزار

از ابتدای روی آوردن به حرفه چوب همیشه سعی بر نو آوری داشتم و کارها را به گونه ای متمایز از دیگران انجام میدادم . البته خطر ها ، تهدیدها ، چالش ها و . . . .  همیشه پیش روی من بوده و هست و این بخشی از زندگی روزمره ام گشته . هنوز هم به هیچ عنوان نمیتوانم دو روز مثل هم را ( همانند یک کارمند ) در زندگی تکرار کنم .

ده سال پیش در یک مصاحبه برای استخدام نیروهای دفتری ام ، آقایی به دفترم آمد و بعد از مصاحبه تقاضای سرمایه گذاری بر روی یک طرح مبتکرانه را از من نمود . او میگفت برنامه ای برای تولید و فروش نوعی صندلی چوبی – پلاستیکی داریم . . . .

طرح رو که شنیدم گفتم خیلی خوبه ، با این حساب شما شش نفر ایده پرداز ، مبتکر و سرمایه گذار هستید که نیاز به هفتمین سرمایه گذار دارید ؟ درست است ؟ و ایشان گفتند حقیقت هر کدام از ما به نوبه خود سرمایه داریم ، اما قدرت ریسک نداریم ! قدرت ریسک را از فردی دیگر خواهانیم .

 

طرح و ایده آنها به حدی زیبا و کارآمد بود که بی شک جزو یکی از موفق ترین کارهای روز محسوب میشد . با این حساب میتوانستند با مبلغی بسیار کمتر از میزان سرمایه درخواستی ، این تولید را انجام دهند .

ده ماه بعد یک آگهی جذب سرمایه گذار در روزنامه دیدم و به محض تماس با شماره ، روی گوشی ام اسم و فامیل همان فرد ظاهر شد .  برایم جالب بود که بعد از ده ماه هنوز هیچ قدمی برداشته نشده بود . برای درک بیشتر این مساله بدنبال سر نخ ها رفتم .

دو سال پیش همین فرد را در فیس بوک دیدم  . . . . او اکنون صاحب یک کارگاه بزرگ در کانادا بوده ، بیش از ۶۰ کالای متنوع تولید و در نوع خود یک امپراطوری راه اندازی کرده است . پنج نفر بفیه هم کارمند بانک ، دخانیات ، اداره کشاورزی  و . . .  شده اند .

”  دنیای مبتکرها چگونه است ؟  “

برای درک این موضوع به میان انجمن مبتکران جوان رفتم و اولین چیزی که دریافتم این بود :

 ”  مبتکران به هیچ عنوان مقلد نیستند  “

آنها افرادی هستند که نظراتی جدید دارند و به گونه ای دیگر به دور و بر خود می نگرند . . . .  و از ابتکارات خود دفاع کرده و دائما در حال تکمیل آن هستند . آنها خلاقیت و ایده ها را رهنری و هدایت می کنند و دنیا با دستان آنها تعقیر می کند . افرادی هستند که اگر بخواهند ، میتوانند .

چطور میشود شما هم مبتکر شوید ؟

۱- ترس را کنار بگذارید

باید اعتراف کنم این پنج نفر دیگر میتوانستند به درجات بالا هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ اجتماعی برسند ولی تنها عامل بازدارنده آنها  ” ترس از شکست ” بود .

پس اگر مبتکر هستید ، ترس را کنار بگذارید و شروع کنید . آری شروع کنید . حتی با دست خالی . تنها با حرکت کردن است که همه چیز خود به خود برای شما مهیا میشود . شاید جمله من برای شما خنده دارد بنظر برسد . هه هه مگر میشود با دست خالی ؟ و من میگویم نمیدانم چطور ولی اگر ایمان داشته باشی ، میشود .

من راجب به کمک های غیبی ، فیزیک زمان و علم کوانتوم تجربه ای ندارم ولی میدانم به محض شروع هر کار درستی تمامی جهان بسیج میشوند که تو را به مقصدت برسانند . ختم کلام .

اگر از آن دسته افرادی هستید که همیشه از زیر کار در میروید ، باید اعتراف کنم یکی از نشانه های خلاقیت در وجود شماست . افراد خلاق همیشه کارها را دقیقه ۹۰ انجام میدهند . بیشتر دوست دارند فکر کنند و ایده پردازی کنند . برای رسیدن به قرار ملاقات احساس میکنند همیشه وقت اضافی هست !!!!! با این وجود چنانچه بر روی ریل هدف سوار شوند ، دائما” طرحههای خود را بهبود میبخشند .

۲- مبتکران از کره مریخ نیامده اند :

افراد خلاق هم همانند تمامی ما دارای عقل و هوش یکسان میباشند ، ولی روش کاری آنها کمی با ما فرق دارد . آنها هوشمندانه تر به کارها نگاه میکنند و تجزیه و تحلیل بیشتری نسبت به کار دارند . اگر قرار بر اجرای کار باشد ، تا جای ممکن همه جوانب کار را در نظر خواهند گرفت . فکر آنها همانند یک فرمانده نظامی عمل کرده و از همه زوایا کار خود را برسی میکند . فکر آنها همیشه درگیر نوآوری است و فرصت فکر کردن به مسائل حاشیه ای را ندارند . البته روی مبل لم دادن و با کنترل تلویزیون یا با گوشی کار کردن رو به فوتبال توی کوچه ترجیح میدن !!!

آیا همه افرادی که دقیقه نود کار رو انجام میدهند ، مبتکر هستند ؟

البته که خیر . اما کسانی هم که خیلی عجول هستند ذهنی مبتکر ندارند ولی میتوان اینگونه تعریف نمود که اکثر افراد مبتکر و خلاق ، به کارهای لحظه آخری ، علاقه بیشتری دارند . برای فهم این مسئله از چند نفر خواستم تا ایده های کاری جدیدی بیارند، و بعد از بررسی توسط دوستان خود خواستیم تا خلاقانه و مفید بودن اونها رو بررسی کنند. و از بعضی از اونها خواستیم تا اون کار را همون وقت انجام بدهند. از بقیه که بصورت تصادفی انتخاب کرده بودیم خواستبیم تا در کار دیگران با گذاشتن صفحه بازی «مین یاب» تاخیر ایجاد کنند برای پنج یا ۱۰ دقیقه. و مطمئنا، کسانی که تعلل متوسطی داشتند ، به مراتب ، بیشتر از دو گروه دیگه خلاق بودند. بازی مین یاب خیلی عالیه، چون اگر شما اول بازی کنید قبل از آنکه کار رو بدونید، افزایشی در خلاقیت پیش نمیاد. فقط وقتیه که به شما گفته شده قراره روی این مشکل کار کنید، و بعدش شروع می کنید به تعلل در کار، اما کار هنوز در ذهنتان ادامه دارد ، و شروع می کنید به پرورش دادنش. تعلل در کار به شما فرصت میدهد تا نظریه های مختلف را بررسی کنید، که از راه های غیر خطی فکر کنید تا پیشرفت های غیر منتظره داشته باشید.

 موقعی که در حال تمام کردن این آزمایش ها بودم، شروع به برسی رفتار مبتکر ها کردم، و فکر کردم،« این بهترین فرصت هست تا به خودم تعلل بیاموزم، وقتی که سهمی از تعلل داشتم ، تازه فهمیدم  چقد زیباتر میتوان اقدام نمود . پس عمدا کار را عقب انداختم، و مثل هر تعلل کننده ای که به خودش احترام می گذارد، روز بعد صبح زود از خواب بیدار شدم و یک برنامه کاری برای این که چطوری در کارم تعلل کنم درست کردم. با خوشحالی برنامه ای برای تعلل در کارم ایجاد کردم . آن برنامه را مکتوب کردم و درست در اوج کارهایم ، تعلل کردم . میدونید ، شاید در بسیاری از موارد تعلل ، درمانی است برای پیشرفت و ترقی . به قول دوستم که میگفت :  ” تو اسمش رو تعلل گذاشتی ولی من صداش میزنم تفکر  “

درست در این زمان چندین ماهه تعلل بود که موجی از ایده های ناب به سراغم آمد . ایده هایی که باید با صرف وقت بسیار جمع آوری و شکل گیری میشد .

این بار با کلی ایده جدید و سود آور برگشتم . و در این مدت تجربه های جالبی عایدم شد . یه جا خوندم که :

  لئوناردو داوینچی. برای ۱۶ سال بصورت نامرتب روی مونالیزا کار می کرد. احساس شکست می کرد. در یاد داشت های روزانه اش خیلی از شکست هایش می‌نوشت. اما گریزهایی که داشت باعث پیشرفت و استادی اش گردید . شناخت کامل نور او را دستخوش تحول کرد و او را به نقاشی عالی بدل کرد. مارتین لوتر کینگ جونیور چطور؟ شب قبل از یزرگترین سخنرانی زندگیش، راهپیمایی واشینگتن، تا ۳ صبح بیدار بود، و لحظه ای از نوشتن نمی ایستاد . در بین مدعوین نشسته بود و منتظر نوبتش برای رفتن به صحنه بود، و هنوز به سرعت یاد داشت برداری می کرد و روی نوشته ها خط می کشید. وقتی روی صحنه رفت بعد از ۱۱ دقیقه، یاداشت های قبلی اش را رها کرد تا چهار کلمه را بیان کند که مسیر تاریخ را تغییر داد: « من یک آرزو دارم.» این در دست نوشته نبود. با تاخیر در کار تمام کردن سخنرانی تا آخرین دقایق، او خود را برای گسترده ترین محدوده ایده ها آزاد گذاشت. و چون متن قطعی نبود، او برای بداهه آزاد بود.

تعلل در مورد کارایی، یک گناه است، اما در زمان خلاقیت یک حسن است. آنچه در مورد خیلی از مبتکران بزرگ می بینی این است که خیلی سریع شروع می کردند ولی در تمام کردن کند بودند. و این چیزی بود که نتوانستم در جوان مبتکر آن روز ببینم. وقتی که ده ماه طولش می دادند، نگاهشان در طی این مدت عمیق تر شده و تمامی مسایل را برای طرح خود برسی کرده بودند . به نظر من جذب سرمایه برای آنها یک بهانه بود برای به تاخیر انداختن کار . . . .

برای اثبات این موضوع که تاخیر مناسب عاملی برای بهنود است به سراغ اولین ها و سپس توسعه دهندگان و مبتکران میرویم .

حتما” شما برند کفش بلا ، کفش ملی ، نساجی مازندران ،محصولات ارج و آزمایش را می شناسید . اکنون این کارخانجات بزرگ کجایند . کارخانه کفش ملی با ده هزار نیرو و چند صد فروشگاه در سراسر ایران که حتی محصولاتش را به ارتش روسیه میداد ، اکنون به دنیای فراموشی سپرده شد . به گوگل نگاه کنید که سالهای سال با یاهو و آلتا ویستا حرکت میکرد ولی به یکباره گوی سبقت را از رقیبان خود ربود . یا فیس بوک که بعد از دو غول ” فریند ستر ” و  ” مای اسپیس ” بوجود آمد و رقیبان خود را کنار زد .

در یک ارزیابی کلی رقابت در بازار بر سر اولی ها نیست . اگر اینچنین بود بسیاری از اولی ها در صدر جدول فروش قرار داشتند . پس برای آغاز یک حرکت خوب همیشه باید حرفی را برای گفتن داشته باشید . برای مبتکر بودن نیز همینطور ، لازم نیست مبتکر یک دستگاه پیچیده و عریض و طویل باشید . لازمست از ابتکارات کوچک شروع ، سپس آنها را کامل کنید .

برای مبتکر بودن هیچگاه دیر نیست . فقط باید متفاوت و ایده آل باشد .

” ترس ، تردید و شک ” عامل تخریب افکار مبتکرانه !

در نگاهی گذرا ، اکثر مبتکران به نظر مطمعن میرسند . ولی اینطور نیست ، آنها هم احساس ترس ، شک و تردید را حس میکنند . فقط نحوه اداره آنها متفاوت است .

دو نوع شک وجود دارد . شک به عقیده  و شک به خود .

شک به خود فلج کننده است. باعث توقف شما می شود. اما شک در عقیده انرژی زاست. به شما انگیزه بررسی، آزمایش مجدد و تصحیح می دهد . درست همانکاری که مارتین لوتر کینگ کرد. پس کلید مبتکر بودن راه ساده ای ازعدم جهش از پله سوم به پله چارم است. بجای گفتن آنکه « من احمقم » باید بگویید : « چند نسخه اول برنامه همیشه مسخره اند، و هنوز به نتیجه قطعی نرسیدم.» پس چطور به نتیجه می رسید؟

خب من نشانه ای به شما میدهم که میتوانید کارایی شغلی و تعهد خود را تشخیص دهید .

افرادی که جسورتر هستند دائما از ابزارهای به روز استفاده می کنند . این افراد از گوشی موبایل گرفته تا تجهیزات اداری ، دفتری و کارگاهی ، همیشه علاقه به استفاده از به روز ترین لوازم و تجهیزات را دارند . این افراد برای تجهیز خود به وسایل و ابزار آلات همیشه هزینه می کنند .

در کسب مهارتهای فردی پیشتاز هستند و برای بالا بردن علم خود ، هزینه میکنند . و در یک جمله دائما در حال انجام مستمر بهبود فرآیند ها به سر میبرند .

در کنار آنها افرادی هم وجود دارد که تمایلی به تعقیرات ندارند . آنها با وجود دانش کم از کار خود ، حاضر به ترقی و پیشرفت از جایگاه فعلی خود نیستند . کمتر ریسک کرده و به هیچ عنوان تمایل ندارند جایگاه خود را به مخاطره انداخته و یا ریسک کنند .

البته همه جا گذرا رد شدن هم خوب نیست . گاهی اوقات باید ایستاد و مسائل را بارها در ذهن مرور کرد . به برسی پرداخت و علتها را جویا و بهترین راه را برگزید . گاهی اوقاب میبایستی بر خلاف آنچه میخواهی انجام دهید فکر کنید تا به نتیجه برسید .

گاها” کاری را به طور روزانه انجام میدهید ، ولی به یکباره همان کار را با نگاهی موشکافانه تر برسی می کنید . درست در همین نقطه جرقه ای در ذهن شما خورده و ابتکار آشکار می شود .

در مورد ترس نیز ، مبتکران به جای ترس از شکست ، از توقف کار ترس دارند . از آن می ترسند که در محقق شدن رویایشان با شکست مواجه شوند . ابتکار از لحاظ علمی بدین معناست : فرصتهای استفاده نشده از دیدگاهی فراتر و زیباتر در راستای رفاه و آسایش .

قاعدتا” وقتی ایده جدیدی دارید ، برای رسیدن به آن نهایت تلاش خود را نمی کنید . تمایل دارید خود را به چالش فکری و کاری نکشید .  اگر به وسط میدان نگاه کنید، برترین مبتکر ها کسانی هستند که بیشترین شکست را خوردند، چون آنهایی هستند که بیشترین تلاش را کرده اند. تولید کنندگان بزرگ مبلمان و یا دکوراسیون را در نظر بگیرید ! آنان بیشترین شکستها را خورده اند . هر چه بیشتر فکر کنی و بیشتر عمل کنی ، به نتایج و درآمدهای بهتر و درنتیجه شکست های بیشتری دسترسی پیدا می کنی هیچ پیشرفت خوبی نیست که طعم شکست به درون آن رسوخ نکند . مثل خوبی هست که میگویند : سود آنسوی ترس و شکست میباشد .

به تمامی تولیدات مبتکران نگاه کنید از ادیسون گرفته تا مستر کامران ، دوست شما . . . . . . .  همه آنها با پشتکار زیاد چندین ایده را جامه عمل پوشانده اند ، ولی تنها چند کار انگشت شمار آنها گل کرده و پولساز شده است . پس به خود امیدوار باشید و بدون ترس و با ابزاری به نام پشتکار به پیش برانید .

 اگر بخواهید مبتکر بهتری باشید ، میبایست ایده های بیشتری تولید کنید

این راهم بدانید همه ایده ها خوب و عالی نیستند ، به چند ایده بد هم نیاز دارید تا از درون آنها به ایده های بکر برسید .

 مبتکر بودن ساده نیست، ولی شکی ندارم که : بهترین راه در توسعه جهان پیرامون ماست.

فرستادن دیدگاه


عضویت در خبرنامه